تبليغاتX
سایه ها

سایه ها

فروردين: در اين هفته امتحاني مي دهي که طبق پيش بيني (!) خوب از آب در نمي آيد. به احتمال %99.99 تا آخر هفته در حال گريه و زاري و آبغوره گرفتني در نتيجه وقت نداري کار ديگه اي انجام بدي!!! وقتتان را پر مي كنيييييم !

ارديبهشت: بلايي نازل خواهد شد: سوسکي در حمام، نمره ي بد در امتحان، تلپ شدن جمعيت فاميل در خانه تان، فرا خوانده شدن محترمانه والدين به مدرسه، توبيخ تو و دوستان… اگر شانس با تو يار باشد فقط يکي از آن ها را مشاهده مي کني وگر نه… شماره ي اورژانس رو يه جا يادداشت كن ! 118 !

خرداد: دشمني سعي در از بين بردن تو دارد!! کادويي به مناسبت بي مناسبتي مي گيري که ممکن است مثلا نارنجکي درون آن پنهان شده باشد يا مارمولک در جعبه وول بخورد.
تصميم مهم زندگيت را در اين هفته مي گيري، چيزي در ذهنت مي گويد: من ديگر هيچ كاري نمي كنم !!!

تير: فکري ذهنت را به خودش مشغول کرده! سعي کن با اطرافياني مثل بغل دستي يا پشت سريت مشورت نکني تا صاف نيفتي تو يه چاله ي گنده که صد تا عاقل نتونن درت بيارن.....!!!

امرداد: در اين هفته وزن اضافي پيدا خواهي کرد! پيشنهاد ما : دکتر کرماني!! در صورتيکه عکس اين قضيه صورت بگيرد و با کاهش وزن مواجه شوي باز هم پيشنهاد ما : دکتر کرمان

+نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم دی 1387ساعت20:23توسط z.j | |

اگر میخواهید خواننده شوید بهتر است بدانید که هیچ کار دشواری در پیش ندارید

در حال حاضر هر نره خری که عشقش میکشه با یه صدای نکره میکروفن میگره دستش و برو بریم ............ اگر یک ته صدا هم داشته باشید خرتان از پل میگذرد.

برای خواننده موفق شدن در یک هفته توجه به نکات زیر فوق الزامی است :

سه ساعت توی حموم تمرکز بگیرید و بعد یه شعر نو درست کنید میتونید توی همون حموم هم اون رو اجرا کنید.

توضیحات :( اگر مایه دار میباشید بهتر است از یک استدیو استفاده کنید )


یه عکس خسته و غمگین با موهای پریشان و صورت اشک آلود و لباس پاره بگیرید برای روی جلد نوار .

توضیحات :( بهتر است یه گیتار شکسته هم در دست داشته باشید )


از اسامی همچون . عاشق دل شکسته . مجنون بدبخت . فلک زده . در به در .
دل تیکه تیکه شده . جوان ناکام . میتوانید برای اسم آلبوم استفاده کنید.

توضیحات :( سعی کنید اسمی انتخاب کنید که طرف دلش به حالت کباب بشه)


نکته فوق مهم برای موفقیت در خوانندگی همین بخش آخر است یک هفته قبل از پخش نوارتان توی همه جا شایعه کنید که نوارهاتون غیر مجاز است و اجازه پخش
به شما داده نشده و با هزار بدبختی میخواهید جواز بگیرید هفته بعد نوارهاتون رو پخش کنید مطمین باشید که به شب نکشیده همه به فروش میرود.

توضیحات :( روند فعلی اینطوریه که هر چیزی که بگن غیر مجاز هست مردم جلوش یه صف یک کیلومتری می کشند که ببینند چیه )

+نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم دی 1387ساعت20:22توسط z.j | |

۱-بد شانسی يعنی : داری با دوست دختر جديدت راه ميری ، يک دفعه دوست دختر فابريکت مياد و تو قبلا بهش گفتی که به غير از او هيچ دوست دختر ديگه ای نداری و حالا اون تو رو با يه دختر ديگه ميبينه ، خب مسلم ديگه بهترين دوست دخترت میپره .


۲:بد شانسی يعنی : تو دانشگاه سر کلاس داری ادای استادتو در مياری ، بعد همينکه صورتتو برميگردونی ، ببينی استادت پشت سرت واستاده و داشته تمام کارهای تو رو ميديده و دوستای نامردتم اصلا چيزی بهت نگفتن که استاد پشت سرته .


۳: بد شانسی يعنی : شب عيد ميخوای برای دوست و آشنا ای کارت بفرستی ، ولی خطها به قدری شلوغه و سرعت تخمی ، که مسنجر به زور بالا مياد ، چه برسه که بخوای ای کارت بفرستی .


۴: بد شانسی يعنی : تو اتاقت تنهای و داری چت ميکنی و رفتی تو چت روم و تاکو بستی داری برای خودت ... شعر تف ميدی و برای دخترای توی روم ... ليسی اساسی ميکنی ( البته از پشت تاک ) ، بعد ميفهمی که نه انگار تنها و نيستی و بابات از کی تو اتاقته و تو اينقدر محو چتی که اصلا از حضور او آگاه نشده و اونجای که بابات تازه ميفهمه کامپيوتر رو برای چی ميخواستی .


۵: بد شانسی يعنی : بدون گواهينامه و به صورت کاملا هيدن گونه ( مخفيانه ) ماشين بابا رو دو در ميکنی تا بری دنبال رفقا و برين کمی صفا کنين ، رفقا رو بر ميداری ، يه اسکوتر هم تو صبط ماشين ميذاری و به صورت شخله گاز شروع ميکنی به رانندگی ، سره اولين ۴راه پليس بهت گير ميده و به جرم نداشتن گواهينامه ، ماشين باباتو ۲ هفته تو پارکينگ ميخوابونن .


۶: بد شانسی يعنی : جلوی دوستات ادعا ميکنی که خدای کامپيوتری ، بعد يه روز يکی از دوستات زنگ ميزنه که اگه ممکنه بری و ويندوزشو عوض کنی ، بعد و ميری اونجا وبه جای اينکه ويندوزشو درست کنی ، ميزنی خواهر کامپيوترشو به ... ميدی .


۷: بد شانسی يعنی : چهار شنبه سوريه و تو داری با ماشين بابات به همراه چند تا از دوستهای کس ميخت تو خيابون کس چرخ ميزنی ، پشت يه چراغ قرمز يه ماشين پر از دختر مياد کنارت وا ميسته و همون دوستای ... ميخت بر ميدارن چندتا سيگارت ( ترقه) پرت ميکنن تو ماشين دخترا و اين ميشه سوژه خندت ، بعد همينکه چراغ سبز ميشه ميبينی يکی از دخترا دستشو از ماشين در مياره و يک شی ای ناشناخته رو به طرف کاپوت ماشين پرت ميکنه و تو به گا رفتن کاپوت ماشينو ميبينی ، چون اونا يه نارنک دست ساز پرت کرده بودن .


۸: بد شانسی يعنی : اون گرگه تو کارتون ميگ ميگ ( همون گرگه و شتر مرغه ) ، چون ما از بچگيمون يادمونه که اون ميخواستی اين شتر مرغه رو بگيره و هر دفعه بد شانسی مياره ، خلاصه اينکه به نظر من کس شانس ترين شخصيت کارتونی همونه .


۱۱: بد شانسی يعنی : آمار وبلاگت به روزی چند هزار نفر رسيده و داری کلی حال ميکنی ، يک روز کانکت ميشی و اسم وبلاگتو وارد ميکنی و ميبينی پيغام انسداد اين سايت توسط مخابرات اومده جلوت و تو اصلا باور نميکنی اينو و همين امر باعث ميشه تا آمارت به يک دهم آمار قبليت برسه .


۱۲: بد شانسی يعنی : تولدت ۳۰ اسفند باشه .


۱۳: بد شانسی يعنی : جلوی دوستات ادعا ميکنی خدای کانتر استريک و آنريل تورنومنت هستی ، بعد يه روز دوستات دعوتت ميکنن گيم نت و ميری اونجا ميشينی و آنريل و يا کانتر ميزنی ، و تنها چيزی که اونوقت تابلوی ، اسم توی که هميشه آخری ( با اون همه ادعا )


۱۵: بد شانسی يعنی : تو مملکتی باشيم که ندونيم پول نفت و گاز و سرمايه های ملی مون کجا و تو حساب چه اشخاصی ميره .


۱۶: بدشانسی يعنی : تو مملکتی باشيم که زنها و دختراش برای يه لقمه نون ، مجبور به خود فروشی ميشن .


۱۷: بد شانسی يعنی : تو مملکتی باشيم که از نظر فرار مغزها رتبه اول جهان رو داره .

+نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم دی 1387ساعت20:22توسط z.j | |


تفاوت ها
آمريکا با ايجاد آزادي اخلاقي کاري کرده است که مردم به فساد و فحشا روي بياورند اما جمهوري اسلامي از طريق محدوديت اخلاقي کاري کرده است که مردم به فساد و فحشا روي مي آورند

دولت آمريکا از روشنفکران خودش بدش مي آيد، اجازه مي دهد آنها حرفشان را بزنند اما کاري مي کند که هيچکس حرف آنها را نشنود، جمهوري اسلامي هم از روشنفکران خودش بدش مي آيد، جلوي حرف زدن آنها را مي گيرد، اما همه حرف آنها را مي شنوند

در ايران اول قدرت سياسي پيدا مي کنند بعد پولدار مي شوند، در آمريکا اول پولدار مي شوند بعد قدرتسياسي پيدا مي کنند

رئيس جمهور آمريکا يک گاوچران بيسواد است، اما کشورش پيشرفت علمي مي کند، رئيس جمهور ما يک فيلسوف است اما پيشرفت علمي نمي کنيم

ما گذشته مان عظيم است، حال مان خراب است و آينده مان نامعلوم است. آنها گذشته شان نامعلوم است، حال شان بد نيست و آينده شان مشخص است

مردم ما در جريان ريز و درشت اخبار جهان هستند ولي نقشي در حکومت ندارند، اما آمريکاييها در جريان مسائل کشور خودشان هم نيستند ولي نقش تعيين کننده در سرنوشت شان دارند

در آمريکا گروهي عظيم با فکر کردن يک کشور بزرگ را اداره مي کنند. و در کشور ما گروهي عظيم با فکر کردن جلوي اداره يک کشور بزرگ را مي گيرند

در آمريکا هرکس کار جديدي بکند يا فکر تازه اي داشته باشد خوشبخت مي شود، در ايران هر کس کار جديدي بکند يا فکر تازهاي به سرش بزند بيچاره مي شود

آمريکا کشور فردگرايي است اما همه چيز با سيستم اداره مي شود، در کشور ما فردگرايي ممنوع است، هيچ سيستمي هم وجود ندارد

در آمريکا هر کسي هر غلطي بخواهد مي کند دولت هم کاري به کارش ندارد، در ايران حکومت هر غلطي خواست مي کند، کسي هم کاري به کارش ندارد

شباهتها
در هر دو کشور رئيس جمهور هيچ کاره است

هر دو کشور براي بقاي خود به يک يا چند دشمن احتياج دارن

هر دو کشور دوست دارند در مسائل کشورهاي ديگر دخالت کنند، يکي زورش مي رسد، يکي نمي رسد

درهر دو کشور مردم در حال خوشگذراني اند، در يکي دولت از اين موضوع ناراحت است، در يکي خوشحال است

در هر دو کشور رسانه ها در شکل دادن به افکار عمومي نقش دارند. در آمريکا اين رسانه ها وجود دارند اما در ايران اين رسانه ها مدتهاست نابود شده اند

مردم ايران و مردم آمريکا از خارجي ها خوششان مي آيد، با اين تفاوت که ايراني ها خارجي ها را در خارج از کشورشان مي بينند، اما آمريکايي ها خارجي ها را در کشور خودشان مي بينند

در هر دو کشور رسوايي اخلاقي يک اسلحه سياسي عليه مخالف است، با اين تفاوت که در آمريکا رسوايي اخلاقي باعث محبوبيت در کوتاه مدت مي شود، در ايران در دراز مدت

هر دو حکومت با تبليغات اداره مي شوند، اما يکي شان تبليغات را بلد است، ديگري بلد نيست

هر دو کشور متکي به تلويزيون هستند، در يکي تلويزيون هيجان انگيز است و در ديگري نفرت انگيز

در هر دو کشور مردم اعتقادات ديني دارند، در يکي مردم مي خواهند بروند بهشت، اما در ديگري حکومت به زور قصد دارد همه را به بهشت بفرستد

+نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم دی 1387ساعت11:47توسط z.j | |

نمي دانم تا به حال ، خط تلفن تان خراب شده است يا نه؟ البته منظورم موبايل شماست يا همان «تلفن همراه» سابق که گاهي سر ناهمراهي دارد و معمولا يکي از چند حالت زير در تماس مشروعي که مي خواهيد با کسي بگيريد ، اتفاق مي افتد:
حالت اول : مشترک مورد نظر در دسترس [يا دم دست] نمي باشد.
حالت دوم : در حال حاضر برقراري ارتباط [حسنه] با مشترک موردنظر امکان پذير نمي باشد.
حالت سوم : شماره موردنظر در شبکه موجود [زنده يا غيرزنده] نمي باشد.
حالت چهارم : شماره موردنظر قطع مي باشد.
حالت پنجم : دستگاه مشترک موردنظر [در نطفه] خاموش مي باشد.
حالت ششم : امکان برقراري ارتباط [سالم] با مشترک موردنظر مقدور نمي باشد.
حالت هفتم : حالتهاي ديگر که عجالتا در ذهن و حافظه نگارنده موجود نمي باشد.
حالت هشتم : در اين حالت امکانش هست که به حول و قوه الهي و البته به کمک دستگاه هاي پيشرفته و پيچيده مخابراتي و تلاش بي وقفه مسوولان خستگي ناپذير شرکت مخابرات [و مخاطرات] تماس با هزار و يک التماس برقرار شود و شما صداي مشترک موردنظر خود را از آن سوي خط فقر تلفن به گوش جان بشنويد.
حالت استثناء: در اين حالت ممکن است پس از مدت يک دقيقه صحبت ، تلفن همراه شما خودبه خود و همين طور بيخود قطع شود و ادامه حرفهاي شما در بين زمين و آسمان معلق باقي بماند. نگران نباشيد. اين حالت هم عادي و معمولي است.
مجددا به عمليات لذتبخش شماره گيري بپردازيد. به هر صورت در عصر ارتباطات گاهي از اين دست اتفاقات استثنايي هميشگي به وقوع مي پيوندد و شما نبايد اعصابتان را خط خطي کنيد. به عوض اينها سريعا به يک تلفن با سيم ثابت مراجعه کنيد. يکي از شعراي بزرگ معاصر که ظاهرا با اين قضيه درگير بوده ، گفته : بيت تلفني : تا سيم کشي نداري از دل با دوست / در دست تو از اين تلفن گوشي نيست
يکي از امتيازات وزارت ارتباطات و فناوري اطلاعات (وزارت پست و تلفن و تلگراف و موبايل و فکس و اينترنت سابق) در کشور ما اين است که به نحو احسن از تکنولوژي مخابراتي به نفع مردم هميشه در صحنه استفاده مي کند. مثلا هفشده روز پيش براي تلفن همراه بنده در يک SMS به شرح زير آمد که نشان از ارتباطات تنگاتنگ مسوولان مخابرات با مشترکان عزيز خود دارد: «مشترک گرامي ، با پرداخت صورت حساب خود در موعد مقرر ، ما را در ارائه خدمات بهتر ياري نماييد.»
زيرنويس محلي : عزيزان ، مهرباني از دوسربي ! خدا وکيلي حق با شرکت مخابرات است. خود بنده شرمنده ، هر قبض تلفن را در تاريخ مقرر خودش پرداخت مي کنم و کيف مي کنم.
البته چند بار گفته ام که قبض تلفن ما را به نشاني منزلمان بفرستند اما ظاهرا خجالت مي کشند و مي ترسند قبض تلفن کثيف و يا احيانا پاره شود. فلذا هر دو ماه خود بنده يک تک پا به يکي از دفاتر خدمات مشترکين تلفن همراه رفته و با پرداخت 200 تومان ناچيز ، قبض تلفن همراهم را مي گيرم و مي روم پرداخت مي کنم و باز کيف مي کنم.
اين ماه به سرم زد که مخابرات را تست بزنم.
پس قبض تلفن را 3 روز ديرتر به بانک پرداخت کردم.
سه چهار شب پيش ، شباهنگام ، تلفن همراهم ناغافل قطع شد. صبح بعدش ، قبض به دست ، به يکي از همان دفاتر مربوط مراجعه و مراتب را با قطعيت تمام گزارش دادم.
50 تومان پول کپي قبض را گرفتند و گفتند که تا شب وصل مي شود چون ما براي وصل کردن آمديم.
به طور قطع ، اشتباه از خود من بوده است وگرنه شرکت مخابرات در ارائه خدمات بهتر کوتاهي نمي کند. منتها فعلا از ارائه تمام خدمات بهتر ، از همان قطع بموقع تلفن بر اثر دير پرداختن وجه قبض مربوطه شروع کرده اند و ان شاءالله در ادامه ، نوبت به ارائه خدمات بهتر ديگر هم مي رسد و مثلا قبض ما هم به در خانه مان مي آيد. تا بنده باشم که ديگر به صرافت تست زدن برادران و خواهران مخابراتي نيفتم.
در تمام طول روزي که تلفن همراهم قطع بود ، هر کس به تلفن ثابت محل کار زنگ مي زد ، برايش همان شعر پرمعناي دوران مدرسه را می خواندم:
بيت خراب : مرکب در قلم مانند آب است / خجالت مي کشم خطم خراب است !

+نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم دی 1387ساعت11:44توسط z.j | |

arBaBe KhoDam SaLamo aLeyKom..........aRBaBe KhoDam SareTa BaLa Kon .......... arBaBe KhoDam MarDome Iran.......... bacheha o pirha o javanan.......... arBaBe KhoDam CheShmhaRo Baz Kon .......... NoRooZ amade aKHm Haro Baz Kon .......... arBaBe KhoDam PeSte o Badoom .......... MozhDeyi daram baraYe marDoom.......... arBaBe KhoDam KashKo baDemJun.......... Hame chizHa miShe arzooNe arZooN.......... tokhMe morGho GooSht Fato Faravun......... RoGhan o BerenJ o NaFt o Sabun........ arBaBe KhoDam FelFeL Rize........ LeBase Bache ha CheGhadr TamiZe........ Bazi dar miarand TooYe KooChe ......... JibaShun Por az NoghL o KooLooChe ........ arBaBe KhoDam Khaste NabaShi......... SaLi Ra To Poste Sar Gozahsty......... SaLe diGe aGhaz GaShte...........Yademun naRe anChe GozaShte........arBaBe KhoDam fanDogho PeSte.......... MeSle Goli bar SabZe neShaSte........GhorbaneSh beram kareSh doroSte........dast az Khoobiha hanuZ naSheste ........... arBaBE khoDam EYDET MOBARAK........Zire Sayeye izaDe Tabarak

+نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم دی 1387ساعت11:42توسط z.j | |

راننده : ديگه دارم كم كم ريپ ميزنم مثل ماشينهاي تصادفي شدم اگه همينطوري پيش بره بايد برم زير دست اراقچي قلبمم به روغن سوزي افتاده پدرعشق بسوزه

معلم رياضي : نميدنم چرا جواب تمام مسائلم بي نهايت ميشه يا بي جواب ميمونه هرچي تفريق ميكنم جمع ميشه هرچي جمع ميكنم كم ميشه از ضرب كه مپرس آه

مهندس كامپيوتر : اي آنكه مرا دي سي كرده اي و در وجودم ويروس بلاستر 2003 فرستاده اي كي دوباره من را ري پير خواهي كرد ؟ به فرياد گرافيكم برس

دكتر : چند سالي است كه به زخم مريضانم مرحم ميگذارم و از چنگال مرگ رهايشان ميكنم ! كو طبيبي كه به زخمم مرحم گذارد و دلم را آزاد گرداند

ساغي : مي ميدهم و غم كسان ميگيرم از لطف تو مي كجا غمين ميبينم
حالا كه شدم عاشق ودل در بند است مي را ز شفا بيچاره ترين ميبينم

عينك فروش : اگر روزي بگويم عاشقم بر من نخنديد كه شغلم عاشقي دارد فراوان
بسازم بهر هر چشمي من عينك
گرفتارم كند چشمي چه آسان

+نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم دی 1387ساعت11:33توسط z.j | |

همسري دارم كه سر تا پا گله/*/چهره ي شادش به مثل سنبله

خوش بيان است و شيرين كلام/*/ تا ببيند او مرا گويد سلام

با دلي خوش آيد او پيشباز من/*/باشد او هم صحبت و هم راز من

كي عبوسي مي كند با من دمي/*/خنده اش باشد برايم مرحمي

در سخن چيني ندارد سابقه /*/ باشد او در خانه داري نابغه

راضي ام پيوسته از او راضي ام/*/ وقت تنهايي بود هم بازي ام

مادرم دايم از او دم مي زند /*/ پشت پا بر غصه و غم مي زند

دم به دم گويد ز خوبي هاي او/*/ مي كند تمجيد از او بي گفت گو

كي سخن از خاله باشد يا عمو/*/ گر گله باشد كند آن را رفو

كي زند نق از براي البسه /*/ هر چه دارد گويد او همين بسه

در قناعت شهره باشد پيش ما/*/ كي بچسبد چون كنه بر ريش ما

كي به بحثي بوده ما را احتياج /*/ در تمام مدت اين ازدواج

گر بپرسي مدت آن در جواب /*/ گويمت اين گونه با صد آب و تاب

ماه سوم را كنم آغاز و من /*/ بيش از اين ديگر نمي گويم سخن

+نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم دی 1387ساعت11:22توسط z.j | |

اعتراضات رسمي يک ني ني چهارده ماهه! با تکيه بر ضرب المثل مشهور؛ فلفل نبين چه ريزه، بشکن بريز تو آبگوشت!!!

آقاي پدر! در کمال احترام خواهشمندم اينقدر لب و لوچه ي پياز خورده ي غير پاستوريزه، و سار و سيبيل سيخ سيخي آهار نشده ات را به سر و صورت حساس من نماليد! plz

خانوم مادر! جيغ زدن شما هنگام شناسايي اجسام داخل خانه توسط حس چشايي من، نه تنها کمکي به رشد فکري من نمي کنه، بلکه براي دبي شير شما هم مضر است!!! لازم به ذکر است که سوسک هم يکي از اجسام داخل خانه محسوب مي شود!

پدر محترم! هنگام دستچين کردن ميوه، از دادن من به بغل اصغر آقاي سبزي فروش خودداري نماييد. چشمهاي تلسکوپي، گوشهاي ماهواره اي و سيبيلهاي دم الاغي اش مرا به ياد قرضهاي شما مي اندازد!

مخصوصاً وقتي که چشمهاي خود را گشاد کرده، و با تکان دادن سر و لبهايش '' بول بول بول بول'' مي کند! زهرمار، درد، مرض، کوفت! الهي کف شامپو تو چشت! شب بخوابي خواب بد ببيني! جيش کني تو شلوارت!

مادر محترم! شصت پا وسيله اي است شخصي، که اختيارش رو دارم! لطفاً هرگاه سعي در خوردن شصت پاي شما نمودم، گير بدهيد!

آقاي پدر! هنگام دعوا با خانوم مادر، به جاي پرت کردن قابلمه و ماهي تابه به روي زمين، از چيني هاي توي کابينت استفاده نماييد! اکشن بودن دعوا به همين چيزاست!

خانوم مادر! از مصرف هله هوله ي زياد پرهيز نماييد! اين عمل نه تنها براي سلامتي شما خوب نيست، بلکه موجب مي شود که شيرتان بوي'' بچه سوسک مرده'' بدهد.

آقاي پدر! کودکان توانايي کافي براي حفظ جيش خود ندارند و اين توانايي هنگامي که شما شکم مرا ''پووووووف'' مي کنيد به حداقل مي رسد! الان بگم که بعد شرمنده تون نشم!

+نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم دی 1387ساعت17:32توسط z.j | |

خانم ها مثل راديو هستند :
هر چي مي خواهند مي گويند ولي هر چه بگويي نمي شنوند.

خانم ها مثل شبكه اينترنت هستند :
از هر موضوعي يك فايل اطلاعاتي دارند.

خانم هامثل چسب دوقلو هستند :
اگر دستشان با گوشي تلفن مخلوط شد, ديگر بايد سيم را بريد.

خانم ها مثل موتور گازي هستند :
پر سر و صدا , كم سرعت , كم طاقت

خانم ها مثل رعد و برق هستند :
اول برق چشمهاشون مي رسه , بعد رعد صداشون.

خانم ها مثل ليمو شيرين هستند :
اول شيرين و بعد تلخ مي شوند.

خانم ها مثل موبايل هستند :
هر وقت كاري مهم پيش مي آيد در دسترس نيستند.

خانم ها مثل گچ هستند :
اگر چند دقيقه مدارا كنيد آنچنان سخت مي شوند كه هيچ شكلي نمي گيرند.

خانم ها مثل كنتو ر برق هستند :
هر از چند سالي يكبار سن آنها صفر مي شود.

خانم مثل فلزياب هستند :
هرگاه از نزديكي طلافروشي رد مي شوند عكس العمل نشان مي دهند

+نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم دی 1387ساعت11:1توسط z.j | |